تبليغاتX
اینترنتنامه انتقادی-فکاهی زابغر - زابغر دانشجویان دست به سینه!

اینترنتنامه انتقادی-فکاهی زابغر

جهان به روایت طنز

زابغر دانشجویان دست به سینه!

سجاد (قالب شعر: آزاد، مخلوط با فلسفه نیچه)

چرا اینجا پایان است؟....

مردان بزرگ به انتخاب خودشان از ما جدا نمی شوند....

با شوخی گفت " زدم بخندید عشق و حال کنید"

و بعد خداحافظی کرد و رفت..

رفت برای...

 

سحر (قالب شعر: مخلوطی از مریم حیدرزاده و احمد شاملو)

مدیرعامل محترم ایرنا

جناب آقای خادم

آخه چرا .... ؟ دلتون اومد ....

دانشگاه پر از غصه است ....

 

نازلی (قالب شعر: پیروی از فروغ فرخزاد)

زبان کوته و قلم قاصر ....

که بغض های در گلو شکسته‌ی

دانش آموزانتان فضای سرد و غمگین دانشکده را حزن انگیزتر کرده است

 

محمد (قالب شعر: سفیدآب)

از فردایم می ترسم...

از سکوتی که دست خودم نیست ...

واز فریادی که بر سرم کشیده خواهد شد...

 

افشین (قالب شعر: آزاد)

روزت مبارک

بزرگمرد

باغبان صبور...

اما

همه گلهایت خواهند پژمرد...

کاش...

ای کاش نمی دیدیم...

میراث خواران امروز به سور رفتنت نشسته بودند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 22  توسط طنزنویس  |